تبلیغات
علم-درددل-عاشقانه

نوشته شده در یکشنبه 6 اسفند 1385
| ,

با سلام

این وبلاگ هم عمرش تموم شد و دیگه آپدیت نمیشه امیدوارم تو این مدت طولانی راضی بوده باشید شاید یه وقت دیگه اگر فرصت شد با یه حال و هوای نو بازم بنویسم بهار خوبی رو پیشاپیش برای همه دوستان آرزومندم

در تاریخ ۶/۱۲/۱۳۸۵ این وبلاگ با تمام خاطرات و خوبی ها و بدیها  بسته شد

خدانگهدار 

دوستدار شما اشکانSmiley


نوشته شده توسط اشکان
rosette



نوشته شده در چهارشنبه 18 بهمن 1385
| ,

امدی چه زیبا......

 

گفتم دوستت دارم چه عاشقانه......

 

پذیرفتی چه فریبنده......

 

اغوشم برایت باز شد چه ابلهانه با تو خوش بودم چه کودکانه......

 

همه چیزم شدی چه زود......

 

به خاطر یک کلمه مرا ترک کردی چه ناجوانمردانه نیازمندت شدم......

 

چه حقیرانه.......

 

واژه غریب خداحافظی به میان آمد چه بی رحمانه .......

 

و من سوختم چه بچه گانه اما هنوز هم دوستت دارم غریبانه ...


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در دوشنبه 16 بهمن 1385
| ,

دیگر برای اینكه گریه نكنم هیچ بهانه ای ندارم گریه گاهی رمز تدبیر اشتباهات است

كاش چمدان عشقمان را آنقدر سنگیین نمی بستیم كه وسط راه آنرا به زمین

 بیاندازیم وراه را بدون آن ادامه بدهیم زندگی بدون عشق اینقدرخالیست كه

بعضی  مواقع حتی زودتر از سكوت می شكند وتو ایكاش مرا می فهمیدی

حالا كه می روی قرارمان هیچ ولی بگو به چه بها...... ؟

در این دنیا سراب محكوم است به پوچی... پرستو محكوم به كوچ كردن...

شمع محكوم به اشك ریختن... خارها محكوم به

تنهایی... روز محكوم به غروب كردن... شب محكوم به رسیدن...

قلب با همه ی پاكی وصداقتش محكوم به دوست داشتن

وچه محكومیتی شیرین تر و دلپذیر تر ازاین است؟ اما ای كاش

همه ی این محكومیتها زیبا را می پذیرفتند. ای كاش...؟ 

 


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1385
| ,

 

امشب در نهایت خستگی بی انصافی دیدم كه نگویم از تو كه من و تو یكی هستیم ...از تو می گویم كه تمام سرزمین قریب منی.....

ای مهربان زیبا.....

تو را می ستایم.......

من نیز دل به كاخی بستم كه از جنس توست،  كاخی از جنس آنكه سلیمان به ملكه سبا عطا كرد.... كه تو ملكه ای هستی از جنس فرشته و من سلیمانی كه در سرزمین مورچگان خود، می ستاید جبروتش را ، باور كرده كه قدرتی دارد بی مثال ، حال آنكه كه در ساحت تو بی چیز و ندار است...

 دریاب این سلیمان ژنده پوش را كه در خان كرمت نشسته بهر روزی ..

روا كن از سفره خود شراب ازلی را كه در میخانه تو فهمید عمق آنچه را كه در فصول زندگی نیافته بود...

در آغوش گیر او را تا بفهمد طعم دوست داشتن بی غل و غش را ..

بزدای از دل سیاهش هر ناپاكی را كه اگر نمی بر چشم است به بهانه

نزدیكی دلش به بلورین ترین قلب دنیاست...

تو كریمی و صادق ..دستم بگیر تا چون سفید و پاك باشم

ای شاپرك بوستان زندگیم كه اینك سیمرغی زیبا در پهنه حیاتم شده ای 

مرا دریاب كه در تمنای توام.....


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1385
| ,

لهجه ام  غریبه نیست !

من از صعود حرف می زنم

از اوج

از عزیمتی عزیز

از هنگامه ای  که  هستی تپیدن گرفت

از  نخستین پرتوها

از  کشف ِ تماشا

و دانستن ِ راز ِ فصلها

زمانی که هیچ با من نبود و نمانده بود

هر طرف نگریستم

تو بودی

یگانه ترین شکل ِ شکفتن .

 

مرا از تو گریزی و گزیری نیست !


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در یکشنبه 15 بهمن 1385
| ,

کاش می تونستم هر چی تو دل دارم و داد بزنم و بگم ، شاید احتیاجی به این کار نباشه ، ولی . . .

.

اونجا که آسمون می فهمه که حالا حالاها تموم شدنی نیست ، اونجا که ستاره ها به دنیا می آن ، اونجا که سیاهی تسلیم ِ نور می شه ، اونجا که معنای زمان فاصله نیست ، دقیقا تو اونجایی . و من مسافری که قصد ِ فتح ِ جاده هایی رو داره که یه عمره دارند بهش پوزخند می زنند ، ته ِ این جاده تویی و فقط تو ، و این برای من مهمه ، مهم یعنی : تو !

.

خاصیت ِ اتفاق ، افتادنه !

و پیله ها از اتفاق ِ پرواز ناگزیرند ! به غیر از این فکر نکن !


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن 1385
| ,

 

یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره . یادمون باشه که قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره یادمون باشه قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم . یادمون باشه هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره . یادمون باشه اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت چون زندگیش رو ازش میگیریم...


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در پنجشنبه 5 بهمن 1385
| ,

<><><><><><><><><><><><><><><>

I want love, but it's impossible
A man like me, so irresponsible
A man like me is dead in places
Other men feel liberated

I can't love, shot full of holes
Don't feel nothing, I just feel cold
Don't feel nothing, just old scars
Toughening up around my heart

But I want love, just a different kind
I want love, won't break me down
Won't brick me up, won't fence me in
I want a love, that don't mean a thing
That's the love I want, I want love

I want love on my own terms
After everything I've ever learned
Me, I carry too much baggage
Oh man I've seen so much traffic

So bring it on, I've been bruised
Don't give me love that's clean and smooth
I'm ready for the rougher stuff
No sweet romance, I've had enough


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در چهارشنبه 13 دی 1385
| ,

کاش............
چه جوری این قلب من این را تحمل کند
درد دوری تمام  وجودم را فرا گرفته است
این را فهمیدم که با وجود تو من هم وجود دارم
تو روح من بودی و من وجود تو بی تو برای من فردایی وجود ندارد
کاش لحظه ای بایستی و برگردی و دوباره مرا دوست
داشته باشی
کاش یک شانس دیگر به من بدهی و این را بدانی  که تو را با تمام وجودم دوست دارم
نتوانستم تو را فراموش کنم نتوانستم ، رفتنت را برای این قلبم  تنها چگونه بازگو کنم
حتی این قطره های اشک هم نتوانست  این قلب عاشق  را تسکین دهد
 مگر میتوان بی تو زندگی کرد!!
کاش لحظه ای بایستی و برگردی و دوباره مرا دوست
داشته باشی
کاش...!

نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در چهارشنبه 13 دی 1385
| ,

ای زندگی من

ای گل بهار من
آن زمان که غم زندگی من را  متلاشی میکند به تو می اندیشم
به عظمت دریاها قسم
به آبی آسمانها قسم که دوستت دارم

ای زندگی من
گل من بگزار در آسمان عشق تو برواز کنم
بگزار هوای عشق تو را در تمام وجودم حس کنم
زندگی زیباست اما با تو در کنار تو به فکر تو
زندگی من امکان بذیر است
نگزار عشقم این چنین خاموش شود که حتی یادگاری از آن باقی نماند

 


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در چهارشنبه 6 دی 1385
| ,

خیلی تنهام امشب خیلی

عدم حضورشو احساس میکنم کجاست اونی که همیشه سنگ صبور بود وصداش مرحم همه دردها کجاست

                             کجاست

                                                   کجاست

                                                                           ...

برای كسی كه معنی پرواز را نمی فهمد ....هر چقدر كه اوج بگیری كوچكتر میشوی .....


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در چهارشنبه 6 دی 1385
| ,

 

دعای کسی که زیر باران است زودتر اجابت میشود

باران می آید

اما من زیر باران نیستم

سالهاست زیر باران نبوده ام و هنوز برای همیشه های خودم..... افسوس میخورم....


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1385
| ,

تصوری داشتم...

خیال کردم که در کنار ساحل با خدا قدم می زنم

در آسمان تصویری از زندگی خود را دیدم

در هر قسمت دو جای پا دیدم

یکی متعلق به من و دیگری متعلق به خدا

وقتی آخرین تصویر زندگیم را دیدم

به جای پا روی شن نگاه کردم

دیدم که چندین زمان در زندگیم فقط یک جای پا بیشتر نیست

برای رفع ابهام از خدا سوال کردم

خدایا فرمودی که اگر به تو ایمان بیاورم، هیچ زمانی مرا تنها نخواهی گذاشت.

دیدم که در سخت ترین لحظات زندگیم فقط یک جای پا بیشتر نیست


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1385
| ,

کاش قلبم درد تنهایی نداشت چهره ام هرگز پریشا نی نداشت کاش برگ های آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت کاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت


نوشته شده توسط اشکان



نوشته شده در پنجشنبه 30 آذر 1385
| ,

دستی را نگیر وقتی قصد شکستن قلبش رو داری* هرگز نگو برای

همیشه وقتی میدونی جدا میشی

هرگز نگو دوست داری اگر حقیقتا به آن اهمیت نمیدی* درباره

احساست سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد

  هرگز به چشمانی نگاه نکن وقتی قصد دروغ گفتن داری

هرگز سلامی نده وقتی میدونی خداحافظی در پیشه*

 به کسی نگو تنها اوست وقتی در فکرت به دیگری فکرمی كنی

 قلبی را قفل نکن وقتی کلیدش رو نداری* و کسی رو که دوست داری

به این آسونی ها از دست نده,شاید هیچوقت کسی رو به اون اندازه

دوست نداشته باشی


نوشته شده توسط اشکان



کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .

All Rights Reserved 2005-2006 © by http://neyava.mihanblog.com